570
اسطرلاب چشم هات
گیر کرد لای تابع های دفتر ریاضی ام
و دنباله ی موهایم گره خورد به نسبت طلایی انگشت هات...
+ نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۹ ساعت توسط ملکه
گیر کرد لای تابع های دفتر ریاضی ام
و دنباله ی موهایم گره خورد به نسبت طلایی انگشت هات...
اینجا آنقدر تنگ است
آنقدر خفقان است
که دست های بزرگ من طاقت احساس گندت را ندارد...
تا دیر نشده و روی دستم نمانده ای
برگرد!
از همان وقت که سیب های مرا می دزدییدی و به کلاغ ها می دادی...