601
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند
+ هذیان گویی های عجیب و غریب کلئوپاترا
انگار از همان اول قرار را بر این گذاشته بودی که نرسی...
توی یکی از این گوی های بلوری که هی روی سرشان برف می بارد
و چراغشان شبرنگ می شود
و هی از بغل دستی شان را لبهای آن چنانی میگیرند...
چقدر غمگینند این آدمک های نیمه جان!
+ اه، لعنتی چقدر این خاطره هات دست از سرم بر نمی دارند.
چشم هات از حدقه بیرون می زند و می میری...
At this moment. there are 6,502,867,120 people in the world
And sometimes all you need is One
for better
Or for worse
+ به قول تهمینه!
وقتی چیزهای خوب تمام شدنی می شوند
و تا مهلت تو برای لذت بردن از آنها چند ماهی بیشتر نمانده...
از خیابان هایی که امروز ردشان را هم زیر کفش هامان نمی بینیم
عبور کردیم و از همه چیز گذشتیم
حتی از خودمان...
باید بروم یک گوشه ای ماضی بعید بشوم...
بعد دستتو زیر چونه ات بزنی و بگی : کاری از من برمیاد؟
می تونی الان نفهمی چه حالی دارم
بعد دستتو زیر چونه ات بزنی و بگی : کاری از من برمیاد؟
آخه لعنتی من از کجا باید بفهمم که تو کی می فهمی دارم چه زری می زنم و کی نه؟